قدرت احمد بن حافظ
45
بهج الحذاقت ( فارسى )
اند براى مركب ثانى بتاثير خود و صادر شوند از ان آثار متضاده مانند حرارت و برودت چنانچه درد كه مركب است از اجزاء لطيفه منفذه و اجزاء ارضيه قابضيه مكثفه پس مزاج ثانى گاهى مستحكم باشد و آتش آن را تحليل نكند چه جاى اينكه از طبخ در آب تحليل شود چنانچه در ذهب است و گاهى ضعيف كه آتش آن را تحليل كند نه طبخ مانند بابونه چه درين قوتيست قابضه و قوتى است محلّله جدا نشود بطبخ و گاهى اضعف كه بطبخ هم تحليل شود مگر بشستن بهمانند عدس چه درين قوت محلله خارج مىشود بطبخ در آب و باقيمانده قوت قابضه است رضيه ؟ ؟ ؟ در جرم آن و گاهى به اين مرتبه اضعف باشد كه به غسل هم تحليل شود مانند كاسنى ؟ ؟ ؟ اپرورين قوتيست مفتحه حاره و قوتيست راسبه بارده مائيه و قوتيست قابضه ارضيه پس جزو ؟ ؟ ؟ بفتح بشستن زائل شود و باقيمانده جزو مائى بارد و جز ارضى قابض در جزم آن ف [ تاثير دوا ] بدانكه تاثير دوايا خارجيست فقط مانند پياز كه بتصرح بدنست اگر ضماد كرده شود اگر خورده شود چنين نباشد و يا داخلى فقط مانند اسفيداج كه قاتل است به خوردن نه بضماد و گاهى تاثير خارجى ضد تاثير داخلى باشد مانند كزبره محلل اورام است از خارج او غليظ كند مواد را و سرد نمايد از داخل ف [ شناخت تاثير دوا ] بدانكه تاثير دوا شناخته شود به دو طريق يكى تجربه دوم قياس پس اعتقاد بتجربه آن زمان باشد كه بر بدن انسان آزموده شود و از جميع كيفيات عرضيّه خالى باشد دوائمى و اكثرى باشد و قياس به چند وجوه دلالت بر قواى ادويه كند و اضعف از ان رنگ است چه برد سپيد جسم رطب را و سياه كند يابس را و حرارت بالعكس و بعد از رنگ رائحه باشد پس بوى تيز بسيار براى حرارت و ترى باشد و عدم آن از برودت و بعد از بو مزه باشد و آن مختلف شود باختلاف ماده و اختلاف فاعل پس ماده يا كثيفه است يا لطيفه يا متوسطه و فاعلى يا حرارت است يا برودت يا اعتدال پس كثيف حار مملح باشد و بارد عفص و معتدل شيرين و لطيف حار خريف باشد و بارد حامض و معتدل و ؟ ؟ ؟ دسم و متوسط در ميان كثيف و لطيف حار مالح و بارد قابض و معتدل در ميان حار و بارد و تفه ؟ ؟ ؟ و اللّه اعلم ف [ اگر دواى مفرد كافى باشد ]